۰۱ شهریور ۱۳۹۹
گروه محتوا
154
بدون دیدگاه

فرانسس کوپولا (Frances Coppola)، متخصص در حوزه بانکداری، امور مالی و اقتصاد، یکی از نویسندگان کوین دسک است. او همچنین کتابی تحت عنوان «پرونده ای برای ارائه تسهیلات مالی به مردم» (The Case for People ‘ s Quantitative Easing) به چاپ رسانده است که توضیح می دهد ایجاد پول مدرن و ارائه تسهیلات و مشوق های مالی به افراد، چگونه کار می کند. علاوه بر این، کوپولا یکی از حامیان ایده «پول هلیکوپتری»تزریق پول به اقتصاد برای کمک به نجات اقتصاد از رکود است.

کوپولا در مقاله اخیر خود، توضیح می دهد که چگونه کمیابی بیت کوین می تواند برای دلار آمریکا فاجعه بار باشد.

سیاست پولی فدرال رزرو چگونه کار می کند؟

این باور عمومی وجود دارد که ورود مبالغ هنگفت پول از سوی فدرال رزرو ایالات متحده به اقتصاد این کشور، در نهایت به افزایش نرخ تورم منجر خواهد شد. اگر میزان زیادی پول وارد بازار شده باشد، اما چیزی برای خرید وجود نداشته باشد، قیمت کالا و خدمات طبیعتا باید افزایش پیدا کند.

احتمال پیوستن جودی شلتون (udy Sheltonل به هیئت مدیره فدرال رزرو، امید افرادی را که مایل هستند قدرت ایجاد پول جدید از فدرال رزرو گرفته شود، افزایش میدهد. بخش زیادی از شهرت جودی شلتون، وامدار حمایت او از به کارگیری مجدد طلا به عنوان پشتوانه دلار است. با این حال، فدرال رزرو ملزم به ایجاد ثبات در قیمت هااست.
اگر فدرال رزرو نتواند میزان پول در گردش را در واکنش به شرایط اقتصادی تغییر دهد، نمی تواند قیمت دلار را تثبیت کند.

قیمت یک دلار چقدر است؟

با اینکه دلار از سال ۱۹۷۱ دیگر پشتوانه طلا ندارد، برخی افراد مایل هستند قیمت دلار را نسبت به طلا بسنجند که احتمالا از حسرتی در مورد رابطه گذشته طلا و دلار ناشی می شود. از نظر آنها، قیمت دلار ثابت نیست و فدرال رزرو در حال نابودی این ارز است. با وجود ساعت ها بحث من با طرفداران سرسخت طلا، آنها فکر می کنند افزایش بهای دلاری طلا طی یک قرن گذشته به معنای بی ارزش شدن دلار است. من همچنین بحثهای مشابهی با افرادی دارم که گمان می کنند رشد چشمگیر بازارهای سهام، اوراق قرضه، املاک و مستغلات و همچنین بیت کوین، به معنای رشد بیش از حد نرخ تورم دلار است. با این حال، با توجه به اینکه دلار هیچ پشتوانه ای ندارد، افزایش قیمت دارایی ها هیچ نکته ویژه ای در مورد قیمت دلار بیان نمی کند.

برای کسب و کارها و افراد عادی در ایالات متحده، قیمت دلار مساوی با قدرت خرید آن است. قدرت خرید دلار در داخل خاک آمریکا، میزان خدمات و کالاهای آمریکایی است که شهروندان این کشور می توانند با دلار به دست آورند. نرخ تغییر قدرت خرید دلار تحت عنوان «نرخ تورم» شناخته میشود.

اگر افراد طلا با ارزهای دیگر را نسبت به ارزی مشخص ترجیح بدهند، قدرت خرید آن ارز به صفر کاهش می یابد. این پدیده که تحت عنوان «آبر تورم» (hyperinflation) شناخته می شود، هیچ گاه برای دلار ایالات متحده اتفاق نیفتاده است.

برای افراد در کشورهای مختلف، قیمت دلار برابر با نرخ ارز دلار در مقابل با ارز آن کشور است. نرخ ارز، مقداری از ارز یک کشور است که یک دلار آمریکا می تواند آن را بخرد.

این مسئله نه تنها میزان خدمات و کالاهایی را که شهروندان آمریکایی می توانند در کشورهای دیگر خریداری کنند ارزیابی می کند، بلکه میزان خدمات و کالاهای آمریکایی را که شهروندان کشورهای مختلف می توانند با ارز خود خریداری کنند، تعیین می کند.

بنابراین، می توان نرخ ارز را مساوی با قدرت خرید دلار ایالات متحده در خارج از خاک این کشور دانست. کاهش نرخ ارز به این معناست که یک دلار توانایی کمتری برای خرید کالاها و خدمات داشته باشد. بنابراین، افت نرخ ارز، معادل خارجی نرخ تورم داخلی است. سقوط نرخ ارز قدرت خرید خارجی ارز را از بین می برد، درست همان طور که ابر تورم می تواند قدرت خرید داخلی آن را از بین ببرد.

در واقع، این دو اغلب باهم مشاهده می شوند. اگر کشوری مقادیر بسیار زیادی بدهی در قالب ارزهای خارجی داشته باشد، افت نرخ ارز می تواند باعث شود که آن کشور نتواند از عهده پرداخت بدهی خود برآید. علاوه بر این، اگر کشوری وابسته به واردات باشد، افت ناگهانی نرخ ارز می تواند باعث ناتوانی آن کشور از پرداخت هزینه کالاها و خدمات وارداتی شود.

اغلب اوقات، واکنش دولت به چنین بحرانی چاپ مقادیر زیادی از ارز ملی به امید مبادله آن با ارز خارجی موردنیاز است. این امر می تواند افت نرخ ارز را سرعت بخشیده و به ابرتورم داخلی دامن بزند. در گذشته، بانک های مرکزی و دولتها نرخ ارز را با اهمیت ترین قیمت در نظر می گرفتند. آنها تصور می کردند که باید راه خود را در جهان با صادرات کالاها و خدمات به سایر کشورها پیدا کنند و می دانستند که کنترل نرخ ارز می تواند برای صادرات به آنها کمک کند. علاوه بر این، به گمان آنها اگر کشوری اجازه بدهد نرخ ارز آن در برابر سایر ارزها نوسان داشته باشد، شاهد افت نرخ ارزی خواهد بود که به ابر تورم منجر می شود.

بنابراین، بانک های مرکزی و دولتها برای ارزهای خود پشتوانه ای از طلا یا سایر دارایی ها قرار می دادند. حتی در برخی موارد، واحدهای ارز پشتوانه یکدیگر می شدند. با این حال، حتی مدت ها پس از ملغی شدن استاندارد طلا، «ترس از نوسان ارز» سیاستهای پولی کشورها را تعیین می کرد. در واقع، این سیاست ها هنوز هم در کشورهای درحال توسعه در حال اجرا هستند. تا دهه ۸۰ میلادی، فدرال رزرو با کمک سایر بانک های مرکزی نرخ ارز دلار را به شکلی مؤثر و فعال مدیریت می کرد.

توافق نامه لوور (Louvre Accord) در سال ۱۹۸۷ در پاریس امضا شد. هدف این توافقنامه، ثبات بازارهای بین المللی ارز و توقف روند نزولی دلار ایالات متحده در آن زمان بود. با این حال، توافق نامه لوور در سال ۱۹۸۹ به شکست انجامید و پس از آن، فدرال رزرو سیاست مدیریت قدرت خرید داخلی دلار را به جای مدیریت نرخ ارز در پیش گرفت.

همراه با اکثر بانک های مرکزی برجسته، سیاست های جدید ایالات متحده، هدف تورم قیمت برای مصرف کننده را سالیانه ۲ درصد قرار داد و از کنترل نوسانات نرخ ارز دست کشید. از آن زمان، فدرال رزرو تورم را با تنظیم نرخ بهره ای مدیریت می کرد که از بانک ها برای وام گرفتن دلار می گرفت. وامهای بانکی قدرت خرید ایجاد می کنند. افزایش هزینه استقراض بانکها آنها را تشویق می کند تا بهره بیشتری برای وام هایی که به افراد و کسب و کارها می دهند، در نظر بگیرند.

این امر تقاضای افراد و نهادها را برای وام گرفتن کاهش داده و در نتیجه وام دهی بانک ها را کمتر می کند. با کاهش وام دهی بانکها، نرخ افزایش قدرت خرید نیز کاهش می یابد. به عبارت دیگر، وام بانکی کمتر به معنای تورم قیمت کمتر برای مصرف کننده است. البته، بانک های ایالات متحده به هنگام وام دهی دلار چاپ می کنند. با این حال، فدرال رزرو مستقیما میزان دلارهای چاپ شده را کنترل نمی کند. علاوه بر این، این نهاد برای چاپ پول خود نیز محدودیتی قائل نمی شود.

فدرال رزرو در پاسخ به تقاضای بانک ها ذخایری ایجاد می کند و در پاسخ به سیگنال ها از سوی بازار، نقدینگی را در بازارهای مالی فراهم می کند. برخلاف تصور عموم، این امر نه به قصد نابسامانی نرخ تورم، بلکه برای حفظ نرخ تورم در محدوده هدف فدرال رزرو، یعنی ۲ درصد، انجام می شود.

سیاست پولی بیت کوین یا فدرال نو کدام بهتر است؟

برای درک بهتر این مسئله که چرا فدرال رزرو نمی تواند دستورالعمل ثبات قیمت های خود را مستقیما با کنترل میزان دلار در گردش اجرایی کند، بهتر است نگاهی به رفتار بیت کوین بیندازیم. الگوریتم های بیت کوین میزان این ارز دیجیتال را کنترل می کنند و نه قیمت اش را. میزان بیت کوین در گردش با نرخی ثابت رشد می کند و در نهایت به ۲۱ میلیون واحد می رسد. البته، زمانی که تمام این ۲۱ میلیون واحد عرضه شده باشد، احتمالا هیچ کدام از افرادی که اکنون روی کره زمین زندگی می کنند، زنده نخواهند بود!

و در پایان باید گفت برای خرید بیت کوین به ساده ترین روش میتوانید از خدمات سایت ایکس نوین استفاده نمایید.